تبلیغات مشتری ساز – راز جذب مشتری با خلاصه کتاب (آقالر)

خلاصه کتاب تبلیغات مشتری ساز: چطور تبلیغ کنیم که باعث جذب مشتری شود ( نویسنده روح الله آقالر )

برای خلق تبلیغاتی که واقعاً مشتری جذب کند، باید هدف گذاری دقیق داشته باشیم، محتوای احساسی و متقاعدکننده بسازیم، رسانه درست را انتخاب کنیم، برنامه ریزی دقیق اجرا کنیم و نتایج را دائم بررسی و بهینه سازی کنیم. این خلاصه کتاب «تبلیغات مشتری ساز» به شما کمک می کند قدم به قدم این مسیر را یاد بگیرید و تبلیغات بی ثمر را به کمپین های پول ساز تبدیل کنید.

تبلیغات مشتری ساز - راز جذب مشتری با خلاصه کتاب (آقالر)

تاحالا فکر کردید چرا بعضی تبلیغات مثل بختک می افتند روی اعصابتان و سریع ردشان می کنید، اما بعضی ها همان لحظه کاری می کنند که بروید و دنبال محصولشان بگردید؟ راز این تفاوت توی یه کلمه خلاصه میشه: «مشتری ساز بودن». روح الله آقالر، یکی از متخصصین باتجربه و شناخته شده ی حوزه ی بازاریابی و تبلیغات توی ایران، تو کتابش به اسم «تبلیغات مشتری ساز: چطور تبلیغ کنیم که باعث جذب مشتری شود»، یه نقشه ی راه عملیاتی بهمون میده تا از این راز سر در بیاریم.

خیلی از ما، چه صاحب یه کسب وکار کوچیک باشیم، چه مدیر بازاریابی یه شرکت بزرگ، بارها شده که کلی پول خرج تبلیغات کردیم ولی نتیجه ی دلمون به دست نیومده. شاید هم وقت کافی برای خوندن یه کتاب قطور رو نداریم و دنبال چکیده ی جون دارش می گردیم. اینجاست که این خلاصه حسابی به کارتون میاد. توی این مقاله می خوایم غواصی کنیم تو عمق این کتاب و ۵ ایستگاه اصلی رو که آقالر معرفی کرده، با هم بررسی کنیم تا ببینیم چطور می تونیم یه تبلیغ رو از یه هزینه ی سوخته، تبدیل کنیم به یه سرمایه گذاری پرسود که برامون مشتری میاره.

بخش ۱: ایستگاه اول – هدف گذاری در تبلیغات: قطب نمای مسیر موفقیت

اولین و شاید مهم ترین قدم برای اینکه تبلیغاتمون واقعاً مشتری ساز باشه، اینه که بدونیم اصلاً چرا داریم تبلیغ می کنیم؟ به نظر سوال ساده ای میاد، ولی واقعیت اینه که خیلی از کسب وکارها همینجا کم میارن. یه لحظه فکر کنید: هدف شما از این تبلیغ چیه؟ فقط دیده شدن؟ یا می خواهید مشتری جدید جذب کنید؟ شاید هم هدفتون اینه که برندتون رو معروف کنید؟

روح الله آقالر توی کتابش خیلی واضح میگه که اگه ندونی دقیقاً چه چیزی میخوای، چطور انتظار داری بهش برسی؟ اگه هدفمون رو مشخص نکنیم، تبلیغاتمون میشه مثل تیراندازی توی تاریکی؛ شاید یه چیزی بخوره به هدف، ولی بیشترش هدر میره. خیلی ها انتظار دارن یه تبلیغ بزنن و فروششون میلیاردی بشه، ولی این انتظارات غیرواقعی، فقط باعث ناامیدی میشه. تبلیغ یه ابزاره، نه یه عصای جادویی.

نویسنده تاکید می کنه که باید برای هر کمپین تبلیغاتی تون یه هدف SMART (اسمارت) داشته باشید. حالا اسمارت یعنی چی؟

  • S (Specific – مشخص): هدفتون باید کاملاً واضح باشه. مثلاً به جای «فروش بیشتر»، بگید «افزایش ۲۰ درصدی فروش محصول X در سه ماه آینده».
  • M (Measurable – قابل اندازه گیری): بتونید بفهمید که به هدفتون رسیدید یا نه. ۲۰ درصد افزایش فروش رو میشه اندازه گیری کرد.
  • A (Achievable – قابل دستیابی): هدفتون واقع بینانه باشه. اگه هیچ وقت فروش آنلاین نداشتید، هدف «فروش ۱۰۰۰ محصول در یک هفته» شاید خیلی بلندپروازانه باشه.
  • R (Relevant – مرتبط): هدفتون با اهداف کلی کسب وکارتون همخوانی داشته باشه.
  • T (Time-bound – زمان بندی شده): برای رسیدن به هدف، یه مهلت مشخص تعیین کنید.

وقتی هدفتون اسمارت باشه، نه فقط می دونید چی می خواهید، بلکه می دونید چطور باید بهش برسید و چطور بفهمید که موفق بودید یا نه. اینجوری بودجه ی تبلیغاتی تون رو هم با دقت بیشتری خرج می کنید و جلوی خیلی از ضررهای احتمالی رو می گیرید.

تبلیغ بدون هدف، مثل تیراندازی در تاریکی است؛ شاید فقط خوش شانسی باعث اصابت به هدف شود، اما بیشتر آن هدر می رود.

بخش ۲: ایستگاه دوم – محتوای مشتری ساز: معجزه کلمات و تصاویر در جذب مشتری

حالا که هدف رو مشخص کردیم، نوبت می رسه به مهم ترین بخش: محتوا. محتوا یعنی اون پیامی که می خواهید به مخاطب بدید. توی کتاب تبلیغات مشتری ساز، روح الله آقالر سه گام کلیدی رو برای خلق یه تبلیغ اثربخش معرفی می کنه که واقعاً مشتری جذب کنه:

گام اول: برانگیختن احساس – چرا با قلب شروع کنیم؟

شاید براتون سوال باشه که چرا آقالر تاکید می کنه باید از احساس شروع کنیم؟ واقعیت اینه که مغز ما آدم ها اول احساسی واکنش نشون میده، بعد میره سراغ منطق. یعنی چی؟ یعنی وقتی یه چیزی رو می بینیم یا می شنویم، قبل از اینکه بتونیم در موردش منطقی فکر کنیم، یه حس در ما به وجود میاد.

نویسنده میگه هر محرکی، چه یه نور باشه، چه صدا، چه حتی یه بو، اول میره به حافظه ی حسی ما. اگه اونجا یه احساس رو درگیر کنه، میره به حافظه ی کوتاه مدت. اگه توی حافظه ی کوتاه مدت، با تمرکز کافی همراه بشه، میره به حافظه ی میان مدت و اگه این تمرکز ادامه پیدا کنه، بالاخره میرسه به حافظه ی بلندمدت. فقط بعد از این همه مرحله ست که تازه تحلیل های منطقی شروع میشن. پس، راه ورود به ذهن مشتری از قلبش میگذره.

برای اینکه بتونیم این ارتباط احساسی قوی رو با مخاطب برقرار کنیم، باید بفهمیم مشتری چه دردی داره، چه آرزویی داره و چطور محصول یا خدمات ما میتونه بهش کمک کنه یا حالش رو بهتر کنه. مثلاً، به جای اینکه بگید «این محصول باعث صرفه جویی در مصرف آب می شود»، بگید «با این محصول، دیگر نگران قبض های سرسام آور آب نیستید و از مصرف مسئولانه ی آب لذت می برید». دومی بیشتر حس رو درگیر میکنه، نه؟

گام دوم: قدرت عناوین – ۹۵ درصد مردم فقط عنوان را می خوانند!

قبول دارید که آدم ها این روزها خیلی عجول اند؟ اینقدر محتوای جورواجور هست که فرصت نمیکنند به همه چیز توجه کنند. آقالر تاکید می کنه که بیشتر از ۹۵ درصد مردم فقط عنوان یه تبلیغ رو می خونند. یعنی اگه عنوانتون جذاب نباشه، دیگه هیچ کس به بدنه تبلیغتون هم نگاه نمی کنه. عنوان مثل ویترین مغازه ست؛ باید جوری باشه که مشتری رو بکشه داخل.

برای نوشتن یه عنوان مشتری ساز، باید حسابی روی روانشناسی کلمات کار کنید. اینجا چند تا از عناوین برتر و اصول نگارش اون ها رو با هم مرور می کنیم:

  1. عناوین سوالی: سوالی مطرح می کنند که مخاطب دوست داره جوابش رو بدونه.

    مثال: «چطور با کمترین هزینه، بهترین تبلیغ رو بسازیم؟»
  2. عناوین خبری: حس تازگی و کشف رو منتقل می کنند.

    مثال: «کشف جدید: راز افزایش دوبرابری فروش در یک ماه!»
  3. عناوین حاوی وعده: به مخاطب می گویند با این محصول یا خدمت چه فایده ای نصیبش می شود.

    مثال: «با این روش، در کمتر از ۳۰ روز به وزن دلخواهتان می رسید!»
  4. عناوین با اعداد و آمار: مشخص و ملموس اند و اعتماد ایجاد می کنند.

    مثال: «۷ راز پنهان برای رسیدن به موفقیت مالی که هیچ کس به شما نگفته بود!»
  5. عناوین کنجکاوی برانگیز: یه چیز رو تا حدی میگن و بقیش رو به ابهام واگذار می کنند تا مخاطب ترغیب بشه بقیه رو بخونه.

    مثال: «کاری که میلیون ها نفر انجام می دهند، اما اشتباه است!»

انتخاب عنوان درست، یعنی نصف راه رو رفتید. یه عنوان قوی میتونه توی همون ثانیه های اول، مخاطب رو میخکوب کنه و اونو وادار کنه که حداقل یه نگاهی به بقیه متن بندازه.

گام سوم: بدنه تبلیغ متقاعدکننده – قصه گفتن، دلیل آوردن، جذب کردن

حالا که با عنوان، مخاطب رو جذب کردیم، وقتشه که با بدنه تبلیغ، اونو قانع کنیم. توی این بخش، باید کاری کنیم که خواننده تا آخر متن همراه ما بمونه و متقاعد بشه که محصول یا خدمات ما همون چیزیه که نیاز داره. روح الله آقالر توی کتابش، رویکردهای مختلفی رو برای نوشتن بدنه تبلیغاتی معرفی می کنه:

  • واقعیت: آمار و ارقام و حقایق مستند رو ارائه بدید تا حرفتون سندیت پیدا کنه. مثلاً: «مطالعات نشان می دهد ۸۰ درصد کسانی که از محصول ما استفاده کرده اند، رضایت کامل داشته اند.»
  • محبوبیت: از شواهد اجتماعی استفاده کنید. مردم معمولاً کاری رو که بقیه انجام دادن و راضی بودن، بیشتر قبول می کنند. مثلاً: «بیش از ۱۰۰ هزار نفر به جمع مشتریان ما پیوسته اند.»
  • جدال: یه چالش یا مشکل رایج رو مطرح کنید و بعدش راه حل خودتون رو ارائه بدید. «آیا از تکرار فلان مشکل خسته شده اید؟ ما راه حل نهایی را برای شما داریم.»
  • خطاب مستقیم: مستقیماً با نیازها و دغدغه های مخاطب صحبت کنید. «اگر شما هم با مشکل X دست و پنجه نرم می کنید، این راهکار مخصوص شماست.»
  • داستان: یه داستان جذاب و واقعی (یا بر اساس واقعیت) تعریف کنید که مشتری رو با خودش همراه کنه. داستان ها خیلی وقت ها ماندگارترند. «قصه موفقیت مریم خانوم، از یک خانه دار تا کارآفرین نمونه با کمک محصولات ما.»
  • تضمین: با گارانتی و تضمین کیفیت، اعتماد مخاطب رو جلب کنید. «ما کیفیت محصولمان را ۱۰۰ درصد تضمین می کنیم. در صورت نارضایتی، تمام وجه شما عودت داده می شود.»
  • ایجاد نیاز: مشکل یا نیازی که مخاطب از وجودش بی خبره رو براش برجسته کنید و بعدش محصولتون رو به عنوان راه حل معرفی کنید. «شاید نمی دانستید، اما این مشکل کوچک می تواند فاجعه ای بزرگ برای کسب وکارتان باشد…»
  • کنجکاوی: یه ابهام یا هیجان ایجاد کنید تا مخاطب برای کشف بیشتر ترغیب بشه. «رازی که بزرگان صنعت از شما پنهان می کنند، حالا فاش می شود.»
  • خاطره: از حس نوستالژی یا تجربیات مشترک استفاده کنید. «یادش بخیر، روزهای کودکی… حالا با این محصول، همان حس خوب را تجربه کنید.»
  • توصیه: از نظر کارشناسان یا افراد مورد اعتماد برای تایید محصولتون استفاده کنید. «کارشناسان این محصول را به همه کسانی که به دنبال … هستند، توصیه می کنند.»
  • راز: انگار دارید یه نکته ی پنهان یا جدید رو فاش می کنید. «این راز کوچک، می تواند تفاوت بزرگ شما با رقبایتان باشد.»
  • نقل قول: از جملات و گفته های افراد تاثیرگذار استفاده کنید. «به قول استیو جابز، سادگی نهایت پیچیدگی است. و محصول ما مصداق بارز این جمله است.»

یادتون باشه که ترکیب این رویکردها میتونه یه بدنه تبلیغاتی خیلی قوی بسازه. مهم اینه که متن روان و طبیعی باشه و مخاطب احساس نکنه که دارید به زور چیزی رو بهش می فروشید.

پایان تبلیغ: دعوت به اقدام (Call to Action – CTA) هوشمندانه

خب، تا اینجا مخاطب رو جذب کردیم، قانعش هم کردیم. حالا چی؟ باید بهش بگیم دقیقاً چه کاری باید انجام بده. اینجاست که دعوت به اقدام (Call to Action یا همون CTA) وارد میشه. یه CTA خوب، باید واضح، ترغیب کننده و دارای فوریت باشه.

روح الله آقالر تاکید می کنه که CTA باید مثل یه راهنمای مسیر عمل کنه. مخاطب رو نباید وسط راه رها کنید. چند نکته برای اثرگذاری بیشتر CTA:

  • واضح و روشن: دقیقاً بگید چی می خواید. «همین الان خرید کنید»، «برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید»، «مشاوره رایگان دریافت کنید».
  • دارای فوریت: حس از دست دادن فرصت رو در مخاطب ایجاد کنید. «فقط تا آخر هفته»، «تعداد محدود»، «پیشنهاد ویژه فقط برای ۲۰ نفر اول».
  • ساده و کوتاه: جمله CTA نباید طولانی و پیچیده باشه.
  • یکپارچه با پیام: باید با کل پیام تبلیغاتی شما همخوانی داشته باشه.

یه CTA ضعیف میتونه تمام زحمات شما برای ساخت یه تبلیغ خوب رو به باد بده. پس حسابی به این بخش دقت کنید و مطمئن بشید که مخاطب دقیقاً می دونه قدم بعدی چیه.

بخش ۳: ایستگاه سوم – رسانه: انتخاب کانال مناسب برای رساندن پیام

فرض کنید یه پیام خیلی عالی دارید که مشتری رو جذب میکنه، ولی اگه این پیام به دست مخاطب درست نرسه، چه فایده ای داره؟ انتخاب رسانه مناسب، به همون اندازه محتوا مهمه. کتاب تبلیغات مشتری ساز بهمون یادآوری می کنه که هر پیامی جای خودش رو داره و هر رسانه ای، مخاطب و ویژگی های خاص خودش رو.

امروزه کلی پلتفرم و رسانه برای تبلیغات داریم:

  • رسانه های چاپی: روزنامه، مجله، بروشور، بیلبورد.
  • رسانه های دیجیتال: وب سایت، بنرهای آنلاین، تبلیغات گوگل، اینستاگرام، تلگرام، لینکدین، یوتیوب.
  • رادیو و تلویزیون: هنوز هم برای بعضی مخاطبین و اهداف، خیلی مؤثرند.
  • ایمیل مارکتینگ: یه کانال مستقیم برای ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه.
  • بازاریابی پیامکی: برای اطلاع رسانی های سریع و هدفمند.

حالا سوال اینه که چطور رسانه مناسب رو انتخاب کنیم؟ آقالر یه فرمول ساده برای این انتخاب داره:

  1. مخاطب هدف: مخاطب شما کجاست؟ بیشتر وقتش رو تو اینستاگرام می گذرونه یا پای تلویزیونه؟ شاید هم دنبال مقالات تخصصی تو گوگل میگرده؟
  2. بودجه: چقدر برای تبلیغات کنار گذاشتید؟ بعضی رسانه ها مثل تلویزیون یا بیلبوردهای بزرگ، خیلی گرون تر از تبلیغات آنلاین یا شبکه های اجتماعی هستند.
  3. نوع پیام: پیامتون تصویریه یا متنی؟ ویدئویی یا صوتی؟ هر نوع پیامی توی یه رسانه بهتر جواب میده.
  4. اهداف کمپین: هدفتون از تبلیغ چیه؟ افزایش آگاهی از برند؟ جذب لید (سرنخ)؟ یا فروش مستقیم؟

نکته ی کلیدی اینجا اینه که رسانه ی مناسب، پیام درست رو به فرد مناسب می رسونه. پس، قبل از اینکه دست به جیب بشید و تبلیغتون رو بفرستید تو فضا، خوب فکر کنید و با توجه به این معیارها، بهترین کانال رو انتخاب کنید.

بخش ۴: ایستگاه چهارم – اجرا: تبدیل برنامه به عمل

تا اینجا همه چیز عالی پیش رفته. هدف گذاری کردیم، محتوای درجه یک ساختیم و رسانه مناسب رو هم انتخاب کردیم. حالا وقتشه که آستین ها رو بالا بزنیم و این برنامه رو عملی کنیم. بخش اجرا توی کتاب تبلیغات مشتری ساز، بیشتر روی نظم و دقت تاکید داره.

اجرا یعنی اینکه تمام جزئیاتی که برنامه ریزی کردید رو، مو به مو پیاده کنید. این مرحله شاید به اندازه ی ایده پردازی و خلاقیت جذاب نباشه، ولی اگه درست انجام نشه، همه زحمات قبلی به هدر میره. آقالر تاکید میکنه که برای اجرای یه کمپین تبلیغاتی موفق، باید به چند تا نکته توجه کنیم:

  • زمان بندی دقیق: هر کاری کی باید انجام بشه؟ زمان شروع و پایان کمپین چیه؟ چه تاریخ هایی باید محتواها منتشر بشن؟
  • تخصیص منابع: چقدر پول داریم؟ چه کسانی باید روی این پروژه کار کنند؟ چه ابزارهایی نیاز داریم؟
  • تعیین مسئولیت ها: دقیقاً کی مسئول چه بخشی از کاره؟ چه کسی باید نتیجه نهایی رو تایید کنه؟
  • چک لیست های اجرایی: برای اینکه هیچ چیز از قلم نیفته، یه چک لیست از تمام کارهای لازم تهیه کنید و هر کدوم رو که انجام دادید، تیک بزنید. اینجوری مطمئن میشید همه جوانب کار پوشش داده شده.

یه اجرای روان و بی نقص یعنی اینکه شما نه تنها می دونید چی کار کنید، بلکه می دونید چطور و توسط چه کسی باید انجام بشه. این مرحله، در واقع تبدیل کردن رویا به واقعیت بیرونیه و هر چقدر دقیق تر باشید، نتیجه ی بهتری می گیرید.

بخش ۵: ایستگاه پنجم – آنالیز: سنجش و ارزیابی برای بهبود مستمر

خیلی ها بعد از اجرای تبلیغ، پرونده رو میبندن و میرن سراغ کار بعدی. اما روح الله آقالر تاکید می کنه که این کار اشتباه بزرگیه! ایستگاه پنجم کتاب تبلیغات مشتری ساز بهمون یاد میده که آنالیز نتایج، همونقدر مهمه که ساخت تبلیغ. اگه ندونیم تبلیغمون چقدر مؤثر بوده، چطور میتونیم برای آینده بهتر عمل کنیم؟

مهم ترین چیزی که باید توی این مرحله اندازه گیری کنیم، بازده سرمایه گذاری (ROI) توی تبلیغاته. یعنی ببینیم چقدر خرج کردیم و چقدر درآمد به دست آوردیم. اگه تبلیغی رو اجرا کردیم و سودمون بیشتر از هزینه هامون بود، یعنی موثر بوده. اما اگه فقط هزینه کردیم و فروشی نداشتیم، خب باید یه فکری به حالش بکنیم.

برای آنالیز بهتر، باید شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) رو تعریف کنیم:

  • نرخ کلیک (CTR): چند نفر روی تبلیغ ما کلیک کردند؟
  • نرخ تبدیل (Conversion Rate): چند نفر از کسانی که روی تبلیغ کلیک کردند، تبدیل به مشتری شدند یا کاری رو که ازشون خواستیم (مثلاً ثبت نام) انجام دادند؟
  • هزینه هر لید (CPL): چقدر برای به دست آوردن هر سرنخ یا مشتری احتمالی هزینه کردیم؟
  • هزینه هر خرید (CPA): چقدر برای هر فروش هزینه کردیم؟
  • آگاهی از برند: آیا میزان جستجوی نام برند ما بیشتر شده؟

برای جمع آوری و تفسیر داده ها، کلی ابزار آنلاین و آفلاین هست. مثلاً برای تبلیغات دیجیتال، گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) و ابزارهای تحلیلی پلتفرم های شبکه های اجتماعی خیلی به کارمون میان. باید این داده ها رو با دقت بررسی کنیم تا بفهمیم کدوم قسمت از تبلیغمون خوب عمل کرده و کجاها نیاز به بهبود داریم.

بخش ۶: ایستگاه آخر – بازبینی: چرخه تکامل تبلیغات مشتری ساز

آخرین ایستگاه توی سفر تبلیغات مشتری ساز، بازبینی و بهبود مستمره. بعد از اینکه تبلیغاتمون رو اجرا کردیم و نتایج رو آنالیز کردیم، حالا وقتشه که از این اطلاعات برای کمپین های بعدی درس بگیریم و اشتباهاتمون رو تکرار نکنیم.

روح الله آقالر تاکید می کنه که تبلیغات مشتری ساز یه فرآیند ثابت و یه بار برای همیشه نیست؛ بلکه یه چرخه ی پویا از یادگیری و بهبود مستمره. مثل یه دانشمند، شما باید فرضیه بسازید (تبلیغ کنید)، آزمایش کنید (اجرا کنید)، نتایج رو تحلیل کنید (آنالیز کنید) و بعدش فرضیه جدید بسازید (بهبود ببخشید).

اهمیت انعطاف پذیری و آمادگی برای تغییر استراتژی بر اساس داده ها اینجاست که خودش رو نشون میده. شاید فکر می کردید بهترین عنوان دنیا رو ساختید، ولی نتایج آنالیز نشون میده که هیچ کس بهش توجه نکرده. خب، اینجا دیگه وقت لجبازی نیست. باید با استفاده از همین داده ها، عنوان رو عوض کنید یا سراغ یه رویکرد دیگه برید.

این بازبینی مداوم، به شما کمک می کنه که روز به روز بهتر بشید و تبلیغاتتون رو مؤثرتر کنید. هر بار که یه کمپین رو اجرا می کنید، یه درس جدید یاد می گیرید و این درس ها، سرمایه ای برای موفقیت های بعدی شماست. یادتون باشه، بهترین تبلیغ، تبلیغی نیست که فقط یک بار خوب عمل کنه، بلکه تبلیغی است که دائم در حال بهتر شدن و انطباق با نیازهای مشتری و بازار باشه.

نتیجه گیری و سخن پایانی

کتاب «تبلیغات مشتری ساز: چطور تبلیغ کنیم که باعث جذب مشتری شود» از روح الله آقالر، واقعاً یه راهنمای عملی و کاربردی برای هر کسیه که میخواد تبلیغاتش رو از یه هزینه صرف، تبدیل به یه سرمایه گذاری پرسود کنه. ما توی این مقاله، سعی کردیم مهم ترین درس های این کتاب رو در قالب ۵ ایستگاه اصلی براتون خلاصه کنیم تا حتی اگه وقت خوندن کل کتاب رو ندارید، با اصول کلیدی اون آشنا بشید.

یادتون باشه که راز یه تبلیغ مؤثر، توی اینه که بتونیم از چشم مشتری به قضیه نگاه کنیم. از هدف گذاری دقیق و محتوای احساسی گرفته تا انتخاب رسانه و تحلیل نتایج، همه و همه باید با محوریت جذب مشتری انجام بشه. همونطور که آقالر میگه، تبلیغ موفق، تبلیغی نیست که فقط دیده بشه، بلکه تبلیغی است که مشتری بیاره.

اگه با خوندن این خلاصه حس کردید که تشنه ی یادگیری بیشتر هستید و دوست دارید عمیق تر وارد دنیای شگفت انگیز تبلیغات مشتری ساز بشید، حتماً پیشنهاد می کنم نسخه ی کامل کتاب تبلیغات مشتری ساز روح الله آقالر رو تهیه کنید و خط به خط اون رو با دقت بخونید. مطمئن باشید که ارزش این سرمایه گذاری رو داره و خیلی چیزهای جدید یاد می گیرید.

حالا که این مقاله رو خوندید، به نظرتون کدوم قسمت از کتاب تبلیغات مشتری ساز بیشتر به درد کسب وکار شما میخوره؟ آیا تا حالا تجربه ی استفاده از این تکنیک های جذب مشتری در تبلیغات رو داشتید؟ خوشحال میشیم نظرات و تجربیاتتون رو با ما در میون بگذارید. اگه فکر می کنید این مقاله میتونه به دوست یا همکارتون کمک کنه، حتماً باهاش به اشتراک بگذارید.

اگه به مباحث بازاریابی و فروش علاقه دارید، پیشنهاد می کنم نگاهی به کتاب های مرتبط دیگه مثل کتاب صوتی اسرار تبلیغ نویسی که روی جنبه های نگارشی تبلیغ تمرکز داره، یا کتاب تبلیغات به زبان ساده برای آشنایی اولیه با مفاهیم، و همچنین کتاب روانشناسی تبلیغات برای فهم عمیق تر انگیزه های مشتریان بندازید. هر کدوم از این منابع، دریچه ای جدید رو به دنیای جذاب بازاریابی و تبلیغات براتون باز می کنند و بهتون کمک می کنند تا در مسیر استراتژی های تبلیغاتی موفق قدم بردارید.

دکمه بازگشت به بالا