فرهنگ و هنر

مردی بیگانه با عنصر سوم

در دو جايى كه آن را خوب مى دانست، ماند و اعتكاف را برگزيد و در سايه پروردگار ماند… و عالم حق دارد بر او گريه و ماتم كند.
همه عواملی که «اصالت» را به واقعیتی درخشان اما نامرئی در انسان، نقشی ماندگار ولو ناپیدا می‌سازد، در محضر آیت‌الله سید رضی شیرازی گرد آمد، از خانواده تا درخشش جمال و چراغ سبز. زندگی نکته ای که علاوه بر ده ها ظواهر و مزیت ظاهری و باطنی – اعم از ریشه دار – در مورد این صفت به خودی خود قابل تأیید و اثبات است، قدیمی بودن آن است.

ممکن است افتضاح به نظر برسد، اما در مقایسه با بسیاری از مواردی که در مورد اصالت ذکر شده است، و واقعاً علاقه مند به زهد است، بله، در مقایسه با این گونه افراد، واقعی نیست و اصالت ندارد، بلکه اصالت دارد. خود اصالت. در واقع او با شواهدی جدی و تکان دهنده از هویت خود، نه تنها در روح خود نشست و خانه ای را انتخاب کرد، بلکه موجودی تازه خلق کرد.

دلایل این تقاضا بسیار بیشتر از ناظران است و تحسین کنندگان امسال هنوز فهرست نشده اند. با کمال تعجب، چشم، مانند عقابی تیزبین و عقابی، در دهه گذشته به دنبال تحسین‌کنندگان بی‌امان بوده است تا افراد قابل تحسینی را بیابد که دلایل آنها انگیزه بیشتری برای ارضای نیازشان به تحسین بیشتر داشته باشد. نامش را حس کرد و نیکی بیکرانش را حس کرد، از این رو، نام او با همه خوبی ها و مهربانی هایش و کارنامه اعمال شریفش در فهرست نامه های پرشکوه در آن چهل سال یافت نشد.

گفتگو پنهان نیست. تحقیقات اثر انگشت، که آمار موثقی از شجره نامه و تولد گربه به طور رسمی در کشور امروز ارائه می دهد، به موضوع اشاره می کند و همه چیز را با جزئیات روشن قانع کننده نشان می دهد. فهرست برگزیدگان این دهه ها هم واضح و علنی است و هم فهرست بلند و بلندی از مداحان. در رقابت‌های تماشایی که دو گروه با هم به رقابت می‌پرداختند، گاهی اوقات با کمک‌های عجیب و غریب متقابل، از تجلیل‌کنندگان در مسافت‌های کوتاه – خیلی کوتاه و بالعکس – تقدیر می‌شد.

به هر حال، بدون نیاز به تحلیل، از اینکه اثری از سید رضی شیرازی در فهرست های بلند این سال ها، چه در فهرست دانشگاهی، چه در فهرست حوزویان، چه در فهرست علما، یافت نشود، تعجب نمی کنیم. یا در لیست رزمندگان. در لیست مجاهدین، نه در لیست جانبازان، نه در لیست خانم ها و نه در لیست شاهزاده! زیرا او بی تردید برای خروج از میدان با نام و نان و نشان، هر چه که نیست، آقازاده است و از بزرگانی است که به هر حال به میرزای بزرگ شیرازی اشاره می کند که در او آمده است. نام عالی فتوای معروف تحریم تنباکو در دفاتر شخصیت های تاریخی برای قرن ها. و سن رکورد.

البته آیت الله شیرازی همانطور که همه گفتیم ایشان استاد یک دانشگاه معروف و با یک روحانی رده پایین بودند که آماده بودند معمای ورود به دانشگاه را برای خود حل کنند. همچنین به عنوان یک متکلم مورد مناقشه نیست زیرا او فقط در کتاب مقدس متولد شد و تعالیم خود را در حضور افرادی که زمانی بزرگتر از آنها نمی شناختند تکمیل کرد. وی در آن زمان از مجاهدان و رزمندگان معروف بود و به همین دلیل در دانشگاه جایگزین آیت الله طالقانی شد و به همین دلیل با اشاره به شاه از آنجا اخراج شد. در این میان، قرار گرفتن او در لیست قتل‌های گروه فرقان برای نشان دادن مردمی بودن و انقلابی بودن او کافی است. این قتل عام در تابستان کشتار گروه فرقان در نیمه اول سال 58 با وحشیگری بسیار انجام شد، اما آیت الله به طور معجزه آسایی نجات یافت و جان سالم به در برد و حتی بیش از دو ماه با گلوله های فلزی زنگ زده در بیمارستان بستری شد. همه پراکنده بودند آنها سخت جنگیدند تا دوباره خوب شوند.

پس از آن آیت الله تنها کاری را که قبلا انجام داده بود ادامه داد: تدریس علم قدیم به روش قدما که از ابتدا تا انتها یعنی تمام دروس مورد نیاز طلاب از ابتدا تا انتها و پیشروی را در بر می گیرد. این اجتهاد را به بلندترین قله باز کرد.

خلاصه اینکه آیت الله سید رضی شیرازی از علمای بزرگ و دارای حوزه وسیع و گسترده علوم اسلامی و سنتی است. او توسط پنج علم رسمی مطالعات عالی اسلامی احاطه شده است. ادبیات، فقه، نظریه، فلسفه و کلام را بزرگان قدیم و جدید در این رشته ها می شناسند، زیرا جوانی و خوشنامی سفید و بلندشان نصیب بزرگان می شود. از این رو، ایشان هفتاد سال است که رهبری مبانی اجتهاد رسمی را بر عهده داشته اند و نیک اندیشان می دانند که اجتهاد خالص همراه با تدریس مستمر و مجدانه، از فضیلت انکارناپذیر به اصطلاح «مرجعیت» در فرهنگ شیعه است. و آیا برای آیت الله شیرازی مشکلی است که کتمان و انکار آن از سختی پذیرش آن بیشتر است، زیرا با تمام محاسبات می توان او را برترین دانشمندی دانست که دارای فضایلی بود که دیگران نداشتند یا کم داشتند. انجام دادن.

اولین فضیلت او این بود که فضیلت طلب نمی کرد و با باری سنگین از هر سو تا زمان مرگش جز در دو خانه مجاور دیده نمی شد: خانه و آپارتمانش. اولی از صبح تا ظهر تدریس می کرد و در دومی نماز صبح و ظهر و عصر می خواند. آن اخلاق بلند در سالها که به هر حال فرصت تعالی و فضیلت و تعالی را فراهم می کرد. او بیش از هر مرد دیگری بود، اما هرگز تغییری در نهادی که به آن تعلق داشت و دو عنصر ماندگار زندگی‌اش ایجاد نکرد. درس ها و دعاها عنصر سومی را اضافه نکردند و اجازه ندادند چیزی جز آموزش و راهنمایی کلیسا وارد زندگی آنها شود.

به دو منزلی که ایشان درس می خواند رفتم و نماز خواندم و ایستادم و در واقع از منطق آنها در عمق تدریس و خدمت ایشان متاثر شدم. دو خانه مجاور. ساختمانی قدیمی در کنار مسجدی که از دهه 1930 مجبور به انجام کارهای مذهبی خود شده است: مسجد شفا، در یکی از دومین و کم اهمیت ترین مکان ها در منطقه یوسف آباد. مسجدی که فقط دو گوشه داشت اما یک گوشه هم نداشت. بله، مسجدی بدون گوشه که در انتهای یک خیابان کوچک روی زمین ناهموار ساخته شده و خانه او در بالای آن قرار دارد.

چون در ورودی مسجد با سنگ مرمر سفید با خطوط زرد و قهوه ای حکاکی شده است، در یک دهه گذشته مقام امامت را با دو رکن بزرگ و دو رکن ایران، ایشان، آیت الله بروجردی و آیت الله خوانساری، پذیرفته است. می توان آن را پایان هر دو مورد در نظر گرفت. آنها برای اینکه کمی توجه داشته باشند، با یکدیگر وقت می گذرانند.

در سالگرد وحشیانه ای که ساده را به سختی و سختی را به ناشناخته تبدیل کرده است، آیت الله سید رضی شیرازی با همه عظمت و بلندی هایش مرید ماند و تا آخر شاگرد ماند، شاگردی کرد و مانند او. دانش آموزان ناشناس و نشانه های اخلاقی را نشان داد و اجازه داد که جهان او را همانگونه که بود ببیند و بشناسد: پیرمردی به عنوان اصالت.

شنیدم که در دل می گفت: می بینی که مؤمنان خانه ای برای من مهیا کرده اند و اگر آن را مهیا نمی کردند، جایی برای اقامت نمی یافتم. این سخن در مورد مردی که دارای علم مفیدی چون اقیانوس عمیق دانش بود، چنان واضح است که ما و دیگران وارد هیچ وحی دیگری نمی شویم.

او مغرور بود و بر آزمایش های بی پایان پیروز شد و نه در برابر اطاعت نفسانی، بلکه حتی در برابر نفوذ معنوی مقاومت کرد و سربلند ماند و همین برایش کافی بود.

همانطور که قبلاً بیان کردیم، طبق محاسبات محسوس و نامحسوس، او چندین دهه پیش در سلسله مراتب هویت و موقعیت خاص خود را داشت، اما به ویژه نه تنها آن راه را طی نمی کرد، بلکه در حال پیشرفت در عقب نشست. او نمی خواهد در رقابت برای گرفتن سنگر و عنوان قهرمانی اول شود و در ادعاها و استعفاها هم نباید اول باشد.

در یک جمله می توان گفت: امروز مردی از دنیا رفت که تمام عمرش را در مسجدی سپری کرد، مسجد طهارت و معنویت. در هر دو محل قبولی و اعتکاف مدتی طولانی ماند و در سایه خداوند ماندگار شد… و دنیا حق دارد بر او گریه و زاری کند.

مردان خارجی عنصر سومی دارند

* منتشر شده در خبرگزاری قرآن

دکمه بازگشت به بالا